أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

426

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

كيفيت تشيع دست داده بدن ايشان متحجر مىشد و مرتكب امور خطير چون شمشير تيز بر شكم نهادن و آن را خم كردن و ديگر اشياء عجيبه مىشدند » . سيّد محمّد پس از اظهار مهدويت و اعلام اين نظر كه وى همان مهدى موعود مورد تكفير استاد خود شيخ احمد بن فهد قرار گرفت . استاد حكم تكفير را به امير منصور بن قيان بن ادريس عبادى فرستاد . امير منصور حكم جلب وى را صادر كرد . امّا سيّد محمّد به بهانهء اينكه شيخ احمد شيعه مذهب است و من سيّد صوفى سنّى مذهب و به همين دليل حكم بر قتل من صادر كرده است ، خود را از مرگ نجات داد و امير منصور حكم به رهايى وى داد . سيّد محمّد پس از رهايى به موضع كسيد رفت و طوايف عرب را دور خود جمع نمود . چون روزگار او بالا گرفت و جمعى از اعراب به دو گرويدند و با امرا و حكام بعضى از بلاد به جنگ پرداختند و در اندك مدّتى بر تمامى خوزستان عراق و فارس دست يافتند . با گرد آمدن اكثر طوايف عرب چون طايفهء عباده و بنى ليث و بنى خطيط و بنى سعد و بنى اسد قوّت و شوكت وى زياد شد تا آنكه لشكر بر سر بصره كشيد . رماحيّه را در تصرّف خود درآورد و قلعه‌اى در آنجا بنا نمود . و چون پير بداغ از جانب بغداد به شيراز رفت و ديار عراق عرب از سلاطين مغول خالى ماند . مولى على پسر سيّد محمّد به جانب واسط حركت نمود و آنجا را محاصره و تمام نخلستان آنجا را قطع كرد و در آن محاصره اكثر مردم به گرسنگى مردند تا آنكه اهل واسط به امير افندى ، كه از جانب پير بداغ حاكم بود ، اتّفاق نموده از واسط به بصره رفتند و واسط را خراب گذاشتند و مولى على دراج نامى را در آنجا حاكم ساخت و اين واقعه در سال هشتصد و پنجاه و هشت بود . بعد از آن مولى على به مشهد نجف اشرف رفت و قافلهء حج را غارت نمود ، همگى را بكشت و از آنجا به حوالى بغداد رفت و نه روز اقامت نمود و نهب و قتل و اسير نمود . و در همان ايّام لشكرى كه جهان شاه ميرزا به مدد اهل بغداد فرستاده بود رسيد و مولى على به هويزه مراجعت كرد و از آنجا لشكر به كهگيلويه كشيده محاصرهء قلعهء بهبهان نمود و در آن اثنا تيرى به مولى على رسيد و به همان وفات يافت و اين واقعه در سال هشتصد و شصت و يك بود . و بعد از وفات مولى على امير ناصر بن فرج اللّه العبادى به بغداد آمد و لشكر بغداد را با